من ديگر نمي توانم بنويسم.ديگر امنيت ندارم.به خصوص اينكه يكي از دو نفر(2005 يا 0)قرار است رئيس جمهور ما شوند،آن يكي كه سابقه اش بر همه ي ما معلوم است و اين يكي اصلا به جمهور اعتقادي ندارد.به هر حال تشكر مي كنم از همه عزيزاني كه وبلاگ را خواندند و از همه ي عزيزاني كه كامنت گذاشتند و ببخشيد كه وقتتان را گرفتم.
1-آرزو داشتيم اين بار مردم تاريخ را تمام كنند و آرزو داشتيم كه دكتر عزيز رئيس جمهور ما شوند و آرزو داشتيم...آرزو بر جوانان عيب نيست.
2-دكتر را دوست دارم بار ديگر ببينم و دستش را ببوسم كه حالا بيشتر قدرش را مي دانيم در اين قحط الرجال.
3-به هاشمي هم راي نمي دهم...يعني نمي خواستم بدهم چون هيچ چيز يادمان نرفته از گذشته ولي شايد به احترام دكتر و تنها به احترام بيانيه دكتر به او راي دادم.
4-دوست دارم احمدي نژاد راي بياورد كه مردم ما بفهمند و قدر موقعيت از دست رفته شان را بدانند.گرچه به دوست داشتن من و ما نيست چرا كه آقاها و آقازاده ها كار خودشان را مي كنند.
6-نمي دانم چرا دوست دارم هي ادامه بدهم و بنويسم و بگويم...شايد مال اين است كه مي خواهم اين وبلاگ را ترك كنم و ديگر در آن ننويسم....باور كنيد در همين مدت كوتاه يك احساس وابستگي به اين وبلاگ پيدا كردم...چه بسيار مطلبها كه نوشتم و روي وبلاگ نياوردم،چه بسيار حرفها كه مي دانستم و دوست داشتم بگويم ولي به صلاح نبود...چه قدر خوشم مي آمد آن اوايل كه از دانشگاه مي نوشتم ،سر به سر گذاشتن و بازي دادن مسئولين دانشگاه را،چه راحت فهميدم كه هيچ مسئولي در اين مملكت چه اصلاح طلب و چه محافظه كار تاب تحمل "چند كلمه حرف حساب"را ندارد و ...چه قدر سخت است چيزي كه به آن عادت كردي را ترك كردن.
7-گرچه دليلي نمي بينم،ولي بر اساس ديني كه به آن اعتقاد دارم معذرت مي خواهم از تمام كساني كه احساس مي كنند به آنها توهين شده است.
8-آرزو مي كنم كه ايران روزهاي خوبي را پيش رو داشته باشد.
9-براي آخرين مطلب وبلاگ چيزي را مي نويسم كه عين واقعيت است ولي جز مطالبي است كه به دلايلي نوشتم و در وبلاگ نيامد:
قبلا هم گفته بودم كه اعتقاد عجيبيي به حافظ دارم....دو هفته قبل از انتخابات براي دكتر يك فال زدم كه بدون اغراق و دورغ بگويم اين آمد:
فـــــــلك به مردم نـــــــــــادان دهد زمام امور تو اهـــــــــل فضلي و دانــــــــش همين گناهت بس
خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا حافـــــــــــــــــــظ وبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلاگ
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم تیر 1384ساعت 21:4  توسط دانشگاه ياسوج
|
ديگر تمام شد ،گل نازم تمام شد
ليلي دوباره قسمت ابن السلام شد
اصلا حالم خوب نيست...نمي دونم چيكار كنم...دارم دق مي كنم از دست اين مردم...آخه چرا؟
هنوزم باورم نشده...عجيبه.من نه هيچ تحليلگري اين شرايط رو پيش بيني نمي كرد.عجيبه واقعا!!!آخه احمدي نژاد....چرا؟مردم نشون دادند كه هيچ گاه از فرصتهاي تاريخي و منحصر به فردشان به خوبي استفاده نمي كنند28 مرداد ،...27 خرداد و احتمالا....
ول كن اصلا حوصله ندارم...اينقد ...نه خوب نيست بگم.
انشاالله هر چه خير و صلاح است پيش بيايد...گرچه بوي خير نمي شنوم از اين اوضاع
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم خرداد 1384ساعت 21:45  توسط دانشگاه ياسوج
|
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ملت ايران؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم خرداد 1384ساعت 10:54  توسط دانشگاه ياسوج
|
يه حسي بهم دست داده اونم اين كه 27 خرداد مثل دوم خرداد ميشه.آخه امروز شنيدم و روزنامه اقبال هم نوشته بود كه يك فروند هواپيماي جت كه اقلام تبليغاتي براي قاليباف حمل مي كرد ، بدون هماهنگي با برج مراقبت فرودگاه ياسوج به اين فرودگاه آمد.در ضمن همين هواپيما اختصاصي قاليباف بود كه اونو جابجا مي كرد.اين مثال رو برا اين آوردم كه سال 76 هم عملا همين وضعيت براي ناطق وجود داشت.حمايت علني و صريح سپاه و نهادهاي انتصابي از ناطق يكي از عوامل پيروزي خاتمي بود.اكنون هم همينگونه شده و ميلياردها تومان هزينه براي قاليباف و حمايتهاي پيدا و پنهان تمام نهادهاي حكومتي از وي ممكن است همان حالت ناطق را براي قاليباف بوجود بياورد.انشاء الله
امروز زيباترين صفحه اول را از روزنامه اقبال ديدم:
يك تيترزيبا كه صحبت معين بود ، خطاب به ملت:اينبار بازي تاريخ را تمام كنيم.و عكسهاي زيباي صفحه اول كه رهبران تلاش كننده براي ايجاد دموكراسي از ابتدا تا اكنون را نشان مي داد.از قائم مقام و امير كبير گرفته تا مدرس و مصدق و از مطهري و امام گرفته تا خاتمي و حجاريان ، و آخرين آنها معين است ، كه انشاءالله اين پروسه را به پايان برساند.
اين كروبي هم عجب موجودي است ها!!!
يك ايران چك 50000توماني كه عكس و شعار كروبي روي آن نقش بسته است را پخش مي كردند.اصلا حوصله ندارم در مورد اينكه اصلا اين طرح قابل اجرا نيست بحث كنم.فقط يك sms كه امروز برايم آمد را مي نويسم:يكي نوشته كه اگر داري 50000 تومان به من قرض بده ، قول مي دم همين كه كروبي رئيس جمهور شد بهت پس ميدم!!!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 22:3  توسط دانشگاه ياسوج
|
سيمين بهبهاني بانوي شعر ايران كه اين روزها شعر دوباره مي سازمت وطن او شعار اصلاح طلبان در انتخابات است ديروز در پاي زندان اوين براي آزادي زندانيان سياسي مي سرايد:
چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم
تو رخت زندان تنت و من تماشا کنم؟
تو رخت زندان تنت و من بمانم خموش.
قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم.
اگر چه تلخ است حق، نمی توانم نهفت
زبان از آن بایدم که آشکارا کنم.
زبان سرخ مرا غم سر سبز نیست
به پای حق می روم، ز سر چه پروا کنم.
ببین دل تنگ من، خدای خوبم بگو
که با کدامین دعا دست بالا کنم؟
ز نور، یک آی بد که با گل روشنی،
به شام زندانیان دریچه ای وا کنم.
گروه دور از خدا مدار جهل اند و ظلم
خدای من، کافرم اگر مدارا کنم
هزار یوسف ببین به بند اینان اسیر
نه موجب لعنتی است که بر زلیخا کنم
نه وارث تهمتی که گرگ را بسته اند
بگو که از این گناه چرا مبرا کنم؟
ببین که با بندیان، برادران زمان
چه کرده اند از ستم، چگونه حاشا کنم؟
به حکم دیوان بلخ، چه نارواها رواست
نقیض احکامشان بیار، امضا کنم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384ساعت 22:19  توسط دانشگاه ياسوج
|
سلام
1-دكتر به ياسوج آمد
2-استقبال بي نظير بود.
3-برنامه با 4 ساعت تاخير برگزار شد.
4-با اين وجود بيش از دوهزار نفر براي 4 ساعت در مصلي ماندند تا دكتر را ببينند.
5-با آمدن دكتر جمعي حدود 100نفر با حلقه زدن به دور دكتر به گفتن شعرهايي از جمله آزادي،آزادي و زنداني سياسي آزاد بايد گردد و جنتي جنتي ،تو [ّ...]و دكتر دوستت داريم و آزادي انديشه ،بي مصطفي نميشه به دكتر خوش آمد گفتند.
6-دكتر در ميان جمعيت له شده بود.عرق از سر و پايش مي ريخت.يكي از بچه ها مي گفت فردا روزنامه ها تيتر مي زنند :استقبال وحشيانه از دكتر معين در ياسوج!!!
7-من سخنراني بقيه كانديداها را نرفته بودم ولي همه مي گفتند هيچ كدام به اندازه سخنراني معين استقبال نشد.همه هم با انگيزه....
8-دكتر مثل هميشه قشنگ و صادقانه صحبت كرد.
9-دكتر كه رفت دور ماشينش نزديك به 150نفر از جوانان حلقه زده بودند و شعار مرگ بر[...]سر داده بودند...بيچاره ج
10-در جديد ترين نظرسنجي ها راي معين روز به روز زيادتر مي شود.
11-من نبودم اما دكتر ساعت 1/30در گچساران سخنراني كرد.استقبال عجيب آنهم در نيمه شب از گچساراني ها بعيد بود!!!
12-دكتر ساعت 3/30 نيمه شب!!!دهدشت سخنراني داشت.آنجا هم به شدت شلوغ بود.
13-دكتر به لردگان و بروجن رفت.
14-به اميد پيروزي
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384ساعت 22:14  توسط دانشگاه ياسوج
|
1- امروز دكتر در ياسوج است، ميزبان خوبي برايش باشيم.
2- لزوم جداساختن حريم شخصي از كاركردهاي سياسي
انتشار شب نامه اي توسط بسيجيان عليه سپهر (مسئول شوراي نگهبان استان ك.ب)مرا واداشت چند خطي را
خطاب به سپهر و دوستانش بنويسم:
ما از طرف خودمان كه خود را جزئي از اصلاح طلبان مي دانيم اين حركت زشت(يعني دخالت در حوزه ي خصوصي افراد)را محكوم مي كنيم،گرچه مقداري از اين شب نامه نگاشتن خصوصيات و سوءاستفاده هاي اداري اين مسئول شوراي نگهبان است،اما به هيچ وجه نمي توانم خود را راضي به خوشحال شدن از اين قضيه كنم ،در صورتي كه همين آقا از اطلاعات شخصي و خصوصي بسياري افراد عليه آنها استفاده كرده است. قطعا در اينكه اصلاح طلبان از مدافعان عدم ورود به حريم خصوصي افراد هستند،شكي نيست،و عملكرد شوراي نگهبان در ورود به جزئي ترين موارد زندگي شخصي افراد ،جهت استفاده از آن براي به دست آوردن بهانه اي براي رد صلاحيت ها از جانب همگان مذموم است. ولي اين مي تواند گوشزدي باشد به مسئولان شوراي نگهبان كه بترسيد از اينكه اين بلاها سر خودتان بيايد.پس در انديشه تان تجديد نظر كنيد و داخل حريم خصوصي مردم نشويد.
3-●خداي عزيز
با يه حساب سر انگشتي نزديك هفتاد ساعت كمبود خواب دارم.
و الان بزرگترين آرزوم اينه كه يه شب از ساعت هشت تا يازده فرداش بخوابم.
فكر ميكني بتوني برام كاري بكني؟
لطفا اگر ميتوني برام زودتر اين كارو بكن.
با احترام
دانشگاه ياسوج(از آدن ايت)
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد 1384ساعت 7:4  توسط دانشگاه ياسوج
|
روزهای بحرانی پس از ۱۸ تيرماه ۱۳۷۸ بود. شهر رنگ و بوي نظامي به خود گرفته بود. همه از چيزي ميترسيدند كه نميدانستند چيست. شايد بعدها كه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي نسبت به يك توطئه كودتا هشدار داد، همه ريشه ماجرا را فهميدند. ريشه به نامهاي بازميگشت كه تعدادي از فرماندهان سپاه براي رئيسجمهور نوشته بودند، و شايد اگر هوشياري آقاي خاتمي نبود، آنها ميتوانستند سران نظام را نيز نسبت به اين عمل توجيه كنند. اما اين اتفاق نيفتاد، و آن نامه چون لكه ننگي بر دامن امضاكنندگان آن ماند.
«محمدباقر قاليباف» نام يكي از امضاكنندگان آن نامه است. او امروز با شعار زندگي بهتر آمده است، و تنها براي لباسهايي كه ميپوشد، چندين ميليون تومان خرج كرده است. ريش خود را اصلاح ميكند و چهره اصلاح طلب به خود گرفته است. چنان حرفهاي جلوي دوربين ميرود كه گويي سالها بازيگر بوده است. آنقدر براي طراحي پوسترهاي خود خرج كرده است كه شركتهاي تبليغاتي انگشت به دهان گرفتهاند. تنها در شهر تهران، هزاران عدد از بيلبوردهاي حاوي عكس و نام او نصب شده است. وزارت كشور تاكنون سه بار عليه اين كار غيرقانوني بيانيه داده است، اما حتي يك بار هم جرأت نكرده مأموران خود را براي برداشتن اين بيلبوردهاي خياباني بفرستد. آنها خوب ميدانند كه با چه كساني طرف هستند.
پريروز جلوي يكي از ستادهاي هاشمي، يك ماشين حاوي تجهيزات استراق سمع توقيف شد. همان تحقيقات اوليه نشان داد كه اين ماشين متعلق به كدام ارگان است: اطلاعات ناجا. دستكم در اطراف دو ساختمان ستاد دكترمعين نيز تجهيزات شنود به طرز آشكاري ديده شده است. مأموران نيروي انتظامي در هيچيك از برنامههاي انتخاباتي، ابايي از جانبداري به نفع فرمانده سابقشان و عليه ديگر كانديداها ندارند. سردار طلايي كه ميانهروترين فرد زيردست سردار بود، يك روز قبل از برگزاري برنامه پاسداشت آزادي به برگزار كنندگان پيغام داد كه ما امنيت برنامه را تأمين نميكنيم. اين در حالي بود كه مجوز رسمي وزارت كشور پشتوانه اين برنامه بود. طلايي تا جايي پيش رفت كه حتي نيروهاي انتظامي مستقر در ميدان آزادي را نيز از منطقه فراخواند، در حالي كه نه تنها هيچ تهديد جدي نسبت به برهم زدن برنامه وجود نداشت، بلكه حضور گروههاي فشار در منطقه نيز در كمترين حد ممكن بود؛ شايد تنها در حد نمايندگان، ناظران و فيلمبرداران نهادهاي رسمي و غيررسمي امنيتي!
سردار ميخندد، از زندگي خوب براي هر ايراني ميگويد. ظاهرا ايرانيها خوبترين لحظات زندگي خود را در كلانتريها ميگذرانند. سردار عكس چند جوان ورزشدوست را روي تبليغات خود انداخته كه صورتهاي خود را رنگ كردهاند، انگار نه انگار كه تا چندي پيش مأموران او همين جوانان را بعد از هر بازي فوتبال به زير مشت و لگد ميگرفتند. سردار قهقهه ميزند، يادش رفته همين دو سه ساله گذشته را كه دهها نويسنده و روزنامهتگار و سينماگر و وبلاگنويس به اداره اماكن تحت فرمان او احضار و بازجويي شدند. نيروهاي اداره اماكن او بيكار نيستند، قطع شدن موبايلهاي ستاد استان تهران دكتر معين ثمره تلاشهاي ايشان است!
سردار حتي يك نفر از اعضاي واقعي ستاد خود را هم معرفي نكرده است. او حتي تاكنون يكي از مشاورانش را هم نام نبرده است. طبيعي است؛ آنها اكثرا يا پستهاي نظامي و انتظامي دارند و حق دخالت سياسي ندارند، يا مأموران اطلاعاتي و امنيتي هستند كه اساسا نامشان نبايد افشا شود. به سردار حق بدهيد، او نميداند اعضاي ستادش را به نام واقعي معرفي كند يا مستعار!!
دليلي ندارد كه سردار بخواهد نقش سرتيپ نقدي فرمانده سابق اطلاعات ناجا را در ستادش بگويد. دليلي ندارد كه نقش رمضاني فرمانده فعلي اطلاعات ناجا را در ستادش بگويد. دليلي ندارد كه از نقش فعالان دفتر اينترنت دادستاني در ستادش سخني به ميان بياورد. دليلي ندارد كه خبري درباره رفت و آمدهاي نامهاي آشناي بازجوياني همچون محبي، كشاورز، ميثم، تيموري، صادق، فاضلي، حسيني و سيد مجيد به كميته جنگ رواني ستاد قاليباف مطرح شود. قاليباف را چه به بازجويي و خشونت! او لطيف و خوشپوش و خوشتيپ شده است. او مهربان است، او دكتر خلبان است! سردار كجا بود...
سردار يادش رفته است كه وقتي مأمورانش تعدادي از نويسندگان سينمايي را بازداشت كردند، در مقابل خبرنگاري كه از علت اين بازداشتها پرسيد، چه جواب داد. اما من يادم هست. سردار آن روز گفت ما از خانه اينها 13000 سيدي مبتذل كشف كردهايم!! سردار يادش رفته، اما من يادم هست كه آن خبرنگار بلافاصله پرسيد در اين دو سه روز چگونه توانستيد سيزده هزار سيدي را بازبيني كنيد كه فهميدهايد آنها مبتذل بودهاند؟ و سردار جوابي نداشت. من كه يادم نيست، اما كاش سردار نام آن خبرنگار و تاريخ صدور دستور بلايي كه بر سر او آورد، يادش باشد.
سردار فراموشي گرفته است. يادش رفته نامه ۲۴ فرمانده سپاه پاسداران خطاب به رئيس جمهور خاتمی را، كه همان زمان در برخی روزنامهها ـ مثل کيهان و جمهوری اسلامی ـ منتشر شد. بايد به سردار و همه فريبخوردگان امروزِ غمزههاي سردار، يادآوري كنيم آن نامه را كه قرار بود سرآغاز يك كودتا عليه دولت خاتمي باشد:
رياست محترم جمهوري حضرت حجتالاسلام والمسلمين جناب آقاي سيدمحمد خاتمي
با عرض سلام و خسته نباشيد به استحضار ميرساند:
بهدنبال حوادث اخير به عنوان مجموعهاي از خدمتگزاران دوران دفاع مقدس ملت شريف ايران، وظيفهی خود دانستيم مطالبي را خدمت حضرتعالي دانشمند ارزشمند عرضه بداريم. اميدواريم با سعهی صدر و شعار ارزشمند توأم با سيرهاي كه تبليغ ميفرماييد (شنيدن هر سخن و ايده ولو مخالف) به اين موضوع كه شايد درد هزاران زجركشيدهی انقلاب باشد كه امروزه بهدور از هرگونه خط و خطوط با چشمي نگران، مسائل و حوادث انقلاب را مينگرند و سكوت، مسامحه و سادهانگاري مسئولين كه از بركت خون هزاران شهيد بر مسند نشستهاند، متحير و متعجباند.
جناب آقاي خاتمي، قطعاً همهی ما حضرتعالي را انساني وارسته، انقلابي، متدين و داراي ريشهی عميق ديني در حوزه و دلسوز به انقلاب دانسته و ميدانيم، اما نحوهی برخورد با حوادثي كه همهی ما شاهد شادي و رقص دشمنان پيرامون آن هستيم و در اولويت قرار دادن پيگيري برخي اشتباهات و تخلفات و بزرگ كردن آنها در مقابل عدم توجه و يا كوچك جلوه دادن برخي ديگر از همين نمونه قانونشكني و هتك حرمت و فشار، باعث شده است جريانهاي معاند با انقلاب گستاختر و در مقابل آن، مدافعان انقلاب محافظهكارانه و با دلزدگي توأم با نااميدي، هر روز تحقير شده و به ثمرهی اين همه خون نگريسته و انگشت خود را با تاسف و تاثر ميگزند.
جناب آقاي رئيسجمهور، حمله به كوي دانشگاه همانطوري كه رهبر بزرگوار و مظلوم اين انقلاب فرمودند امري ناپسند، زشت و بد بود و عليرغم اينكه سختترين و تندترين برخوردها با آن انجام پذيرفت اما همهی مردم به دليل ناپسندي عمل انجام شده اين برخوردها را پذيرفته و بر آن صحه گذاردند، اما سؤال مهم و پرابهام اين است كه آيا فاجعه فقط
همين بود؟
صرفاً همين موضوع قابل پيگيري و توجه و اعتراض و تحصن است كه چند وزير به خاطر آن استعفا دهند، شوراي امنيت تشكيل جلسه بدهد و گروه تحقيق تشكيل گردد، اما آيا حرمتشكني و توهين به مباني اين نظام، تاسف و پيگيري ندارد؟ آيا حريم ولايت فقيه كمتر از كوي دانشگاه است؟ آيا حريم امام، آن انسان كمنظير، كمتر از جسارت به يك دانشجو است؟ آيا چند روز امنيت كشور را دچار اخلال كردن و به هر مؤمن و متدين حمله كردن و آتش زدن فاجعه نيست؟ آيا زير سئوال بردن جمهوري اسلامي، اين يادگار دهها هزار شهيد و شعار عليه آن دادن فاجعه نيست؟
جناب آقاي خاتمي، چند شب پيش وقتي گفته شد عدهاي با شعار عليه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعهی شهيد مطهري در حركتاند، بچههاي كوچك ما در چشم ما نگريستند، انگار از ما سؤال ميكردند غيرت شما كجا رفته است؟
جناب آقاي رئيسجمهور، امروز وقتي چهرهی رهبر معظم انقلاب را ديديم مرگ خودمان را از خداوند طلب كرديم چون كه كتفهايمان
بسته است و خار در چشم و استخوان در گلو بايد ناظر پژمرده شدن نهالي باشيم كه حاصل 14 قرن سيلي و زجر شيعه و اسلام است.
جناب آقاي خاتمي، شما خوب ميدانيد، در عين توانمندي بهخاطر مصلحتانديشي دوستان ناتوانيم. چه كسي است كه نداند امروز منافقين و معاندين دسته دسته به نام دانشجو به صف اين معركه ميپيوندند و خوديهاي كينهجو و منفعتطلب كوتهنظر آتشبيار آن شدهاند و براي تهييج آن، از هر سخن و
نوشتهاي دريغ نميكنند؟
جناب آقاي خاتمي، تا كي با اشك بنگريم و خون دل بخوريم و با هرج و مرج و توهين، تمرين دموكراسي كنيم و به قيمت از دست رفتن نظام صبر انقلابي داشته باشيم؟
جناب آقاي رئيسجمهور، هزاران خانوادهی شهيد و جانباز و رزمنده به شما رأي دادند كه رأي آنها مدال سينه شماست. آنها از شما انتظار برخورد منصفانه با اين مسائل را دارند و ما امروز رد پاي دشمن را در اين حوادث به خوبي ميبينيم و قهقههی مستانه را ميشنويم. امروز را دريابيد كه فردا خيلي دير است و پشيماني فردا غيرقابل جبران است.
سيدبزرگوار، به سخنراني به ظاهر دوستان و خوديها در جمع دانشجويان بنگريد، آيا همهی آن گفتهها تشويق و ترغيب به هرج و مرج و قانونشكني نيست؟
آيا معناي سال امام (ره) همين بود؟ آيا به همين صورت ميتوان ميراث گرانبهاي او را حفظ كرد و آيا بيتوجهي تعداد اندكي به نام حزبالله مجوزي است براي شكستن سر هر متدين و هتك حرمت آن؟
جناب آقاي خاتمي، رسانهها و راديوهاي دنيا را بنگريد، آيا صداي دف و دهل آنها به گوش نميرسد؟
جناب آقاي رئيسجمهور، اگر امروز تصميم انقلابي نگيريد و رسالت اسلامي و ملي خودتان را عمل نكنيد، فردا آنقدر دير و غيرقابل جبران است كه قابل تصور نيست.
در پايان با كمال احترام و علاقه به حضرتعالي اعلام ميداريم كاسهی صبرمان به پايان رسيده و تحمل بيش از آن را در صورت عدم رسيدگي، بر خود جايز نميدانيم.
فرماندهان و خدمتگزاران ملت شريف ايران در دوران دفاع مقدس: غلامعلي رشيد ـ عزيز جعفري ـ محمدباقر قاليباف ـ قاسم سليماني ـ جعفر اسدي ـ احمد كاظمي ـ محمد كوثري ـ اسدالله ناصح ـ محمد باقري ـ غلامرضا محرابي ـ عبدالحميد رئوفينژاد ـ نورعلي شوشتري ـ دكترعلي احمديان ـ احمد غلامپور ـ يعقوب زهدي ـ نبيالله رودكي ـ علي فدوي ـ غلامرضا جلالي ـ امين شريعتي ـ حسين همداني ـ اسماعيل قاآني ـ علي فضلي ـ علي زاهدي ـ مرتضي قرباني.
+ نوشته شده در جمعه بیستم خرداد 1384ساعت 16:1  توسط دانشگاه ياسوج
|
هر چه به پيش مي رويم و هر چه تحليل ها را گوش مي دهيم ، به ضرورت سعي و تلاش بيشتر براي انتخاب معين پي مي بريم.در نوشتار قبلي اشاره كردم ، هيچ راهي جز انتخاب معين نداريم...
زمين و زمان و حاكميت و سپاه و نيروهاي نظامي و انتظامي و شبه نظامي و بسيج و صدا و سيما و ابر و باد و مه و خورشيد و فلك همه در حال كار و تلاشند كه قاليباف راي بياورد.از هيچ كوشي دريغ ندارند.از تمامي راهها و امكانات و وسايل استفاده مي كنند ،علنا و غير علنا ، آشكارا و غير آشكارا ، مستقيم و غير مستقيم و ...دارند تلاش مي كنند،حتي به لارجاني هم رحم نمي كنند...در شهركرد جلوي چشمان قاليباف دانشجويي را زدند و هيچ نگفت،دهها ميليارد تومان فقط هزينه براي تبليغات كرده است، با حرفهاي قشنگش!!!دارد جوانان را خام مي كند، ديگر چه بگويم؟
نزسا در نشريه اي علنا به تخريب كانديداها به خصوص معين و تاييد قاليباف مي پردازد،با كارناولهاي غيرقانوني قاليباف هيچ برخوردي نمي شود،بيل بردهاي غير مجاز قاليباف در همه جاي شهر پراكنده اند،جلوي چشمان خودم يك گروهبان نيروي انتظامي در همين ياسوج پوسترهاي همه به جز قاليباف را در مي آورد و چه مي شود گفت به يك گروهبان بي سواد؟(گرچه اجراي دستور ميكند) و...باز هم بگم؟
حتي داد سپهر شوراي نگهبان هم در اومده(گرچه يه خورده از كاراشو"فقط يه خورده رو"برادران بسيجيمون با شب نامه دادند بيرون)چيزي نمونده داد بسيجيهاي مخلص (مخ لص)هم در بياد، به قول يكي كه مي گفت اگر ولش كنند يارو برا دو تا راي با رقاصه ها هم عكس مي گيره ،چرا ما از تمام ظرفيت و توانمان را براي رسيدن به دموكراسي و پيشگيري از فاشيستي شدن فضا به كار نبريم؟؟؟
پس به پا خيزيد و مصدق زمانه را تنها نگذاريد ،مطمئنم اگر در انتخابات شركت نكرديد،مثل خانه نشيينهاي 28 مرداد از كارتان پشيمان مي شويد.
+ نوشته شده در جمعه بیستم خرداد 1384ساعت 10:41  توسط دانشگاه ياسوج
|
ديشب داشتم روزنامه ي اقبال را ورق مي زدم،حمله به ستادهاي معين،حمله به سخنراني هاي محمدرضاخاتمي باگاز اشك آور،حمله به ستادهاي هاشمي و كربي،ادامه ي بازداشت ملي مذهبي ها،حكم جلب اكبر گنجي،اعتصاب غذاي خطرناك عباس اميرانتظام،همچنان در زندان بودن وبلاگ نويس ها،شكل گيري منسجم تر گروههاي فشار...واااااااااااااااااااااااااااي!!!اينها فقط خبرهاي يك روز است.
هنوز دولت خاتمي سر كار است و هنوز اندكي اميد به اجراي قانون ؛اينگونه است.به شدت ترسيدم ، نه اينكه براي خودم ترسيده باشم ،چرا كه اصلا مهم نيست،براي آينده ي اين مملكت ترسيده ام و از اينكه اكنون اينگونه است، اگر يك نظامي سر كار بيايد چه ميشود؟اگر قاليباف يا لاريجاني يا رضايي و احمدي نژاد رئيس جمهور شوند چه ميشود؟گمان مي كنم كه آنگاه است كه بايد فاتحه ي يك زندگي تقريبا بي دغدغه و نسبتا آرام را خواند،اگر رضا خان حزب اللهي سر كار بيايد آنگاه است كه ديگر ...نمي دانم چه ميشود.خدا به خير بگذراند،ما داريم كم كاري مي كنيم،ما حاميان كانديدا هايي غير نظامي را ميگويم،باور كنيد كم كاري مي كنيم همه سر هم به اندازه قاليباف كار نكرديم ، و اين قاليباف است كه دقيقا مشابه تعريف علمي فاشيست با شعار هاي عوام پسنانه و مطرح كردن دغدغه معيشتي مردم و كاملا به شيوه ي سر كار آمدن هيتلر (از طريق دموكراسي)راي مردم عوام را مي گيرد.معين نبايد دل خوش باشد به اعلام حمايت حتي تمامي تشكل هاي روشنفكري(گرچه خوب است)دل خوش نكنيد، بلكه بداند اين عوام هستند كه راي مي دهند،و عوام شعار روشنفكرانه نمي پسندد...خواهش مي كنم از تمام حاميان معين تمام تلاش خود را بكنيد،اينها را در تاكسي ،در مغازه در ... مطرح كنيد و به مردم هشدار دهيد عواقب يك حكومت نظامي را.خواهش مي كنم.
ديگر وقتي نيست،معين هم اكنون حالت مصدق در 28 مرداد را دارد،تنهايش نگذاريم،ديگر ارزشي ندارد بعد از دو سه سال بگوييم و حسرت بخوريم كه چرا پاي صندوق نيامديم و حيف شد معين نشد و واي بر ما و ...
باز هم مي گويم معين الان دقيقا شرايط مصدق را دارد تنهايش نگذاريم.نگذاريم دوباره دموكراسي در كشورمان سالها عقب بيفتد.نگذاريم كشور آريا به دست مغولها ببيفتد،نگذاريم تمدن ما نابود شود...مردم را از فريبي كه قاليباف با پوشيدن لباس ميش مي خواهد به مردم ما بدهد ،آگاه كنيد مردم را.وقت شعار نيست...مردم خود مي دانند چه كنند...اينگونه نيست،مردم ما يك مردم احساسي هستند،مردم ما هنوز فرق راست و دروغ را نمي دانند، اينها توهين به مردم نيست،من خودم هم جزئي از اين مردمم،اگر اينگونه نيست پس چرا مردم يادشان رفت كه اين همان آقا گرگه ي سه ماه ييش است؟چرا هنوز جاي پوتينهايش بر گرده ي فرزندانشان خوب نشده ،فراموشش كردند كه كه بوده است؟چرا طرح نظافت اخلاقي يادشان رفت؟اينها يادشان رفته باشد نخوانده اند كه معاون آقا(كه آخوند هم هست)در مترو سر كيفي كلت درآورد و يك جوان را كشت؟
پيروزي پوپوليسم نزديك است...مواظب باشيد.
راهي جز انتخاب معين نداريم...راه ديگري نيست.
+ نوشته شده در جمعه بیستم خرداد 1384ساعت 7:25  توسط دانشگاه ياسوج
|
گرچه فوتبالي نيستم و اصلا خوشم نمياد ولي اينو ديگه نمي شه بي تفاوت بود نسبت بهش.تيم ملي به جام جهاني رفت،مبارك باشد،اين هم پيام زيباي دكترمون:
دكتر مصطفي معين كه بازي فوتبال ميان تيمهاي ملي ايران و بحرين را در ميان خانواده باقرخان و در منزل ايشان تماشا ميكرد پس از پيروزي يک بر صفر تيم ايران با صدور پيامي صعود تيم ملي ايران را به جام جهاني فوتبال در كشور آلمان تبريك گفت و به دعوت اهالي تبريز براي شركت در جشن خياباني اين پيروزي به مردم ملحق شد. گفتني است وي پيش از شروع بازي در گفتگويي با سيما در پاسخ سوالي که پيش بيني نتيجه مسابقه را از وي خواسته بود همين نتيجه را پيش بيني کرده بود.
به گزارش كميته خبر و اطلاعرساني ستاد مركزي دكتر معين، متن كامل اين پيام به شرح زير است:
مردم قهرمان ايران!
امشب از پسِ 8 سالِ دشوار اما شيرين، صداي تازهاي كه از زير گامهاي فرزندان شما طنين گرفت، هزاران نشانه اميد بخش را نويد ميدهد.
اين صدا نويدبخش گامهاي تازهاي است براي رسيدن به قلههاي پيروزي و افتخار ميهن. نويد بخش گام تازهاي براي شكوفايي ملي و سرافرازي اين كهن بوم و بر.
نويدبخش گامهاي تازهاي براي دوباره ساختن وطن عزيز. شكوه اين پيروزي گواراي همه قهرمانان ايران زمين در هر مكان، هر زمان... .
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم خرداد 1384ساعت 7:32  توسط دانشگاه ياسوج
|
انتشار نشريه خروش اميدي تازه (نه از نوع هواي تازه و دولت اميدي!!!)در عرصه ي روزنامه نگاري نه چندان پر افتخار استان كهگيلويه و بويراحمد ايجاد كرد.نشريات استان ما كه متاسفانه ارزش ندارند كه در موردشان صحبت شود ،به قدري ابتدايي و عاميانه هستند كه گمان مي كنم از تمامي نشريات دانشجويي ما هم عقب هستند.البته همان طوري كه اشاره شد ،انتشار نشريه خروش اميد هايي هر چند كم رنگ (با توجه به نقاط ضعفش)به وجود آورد.در اين بين ايجاد سايت خبري خروش را نيز به فال نيك مي گيريم...چرا كه همچون نشريات ،رسانه هاي مجازي استان نيز از همه جا عقب تر هستند.البته آنچه كه خواننده ي نشريه و سايت خروش را آزار مي دهد،بي سليقگيي مفرط در طراحي و گرافيك هر دو مورد است.از يك نشريه كه مي خواهد كاري جدي و تاثير گذار را آغاز كند انتظار مي رود به مقوله ي طراحي كه يكي از اصول روزنامه نگاري است و مي تواند تاثير زيادي در جذب مخاطب و موثر كردن مطالب نمايد بيشتر توجه كند.
البته همينكه اين نشريه از قالب كليشه اي و نامناسب نشريات استان دارد دور مي شود جاي شكر دارد.به نظر اين وبلاگ مردم دوست دارند عملكرد نامناسب مديران استان نقد شود و به كساني كه نان اصلاحات را خوردندو اكنون دارند از ضد اصلاحات حمايت مي كنند،هشدار داده شود كه دولت آينده دولت هركه باشد دولت منفعت طلبان و سوء استفاده گران نخواهد بود.
البته كار جالب و قابل تحسين نشريه خروش حمايت ضمني از دكتر معين است.البته بايد از غلظت حمايت از هاشمي بكاهد(اين بايد الزام و دخالت نيست،يك پيشنهاد است)به هر صورت دست همه ي دست اندر كاران خروش درد نكند و دمشان گرم و كارشان پر رونق باد.راستي فكر كنم شعر زير لوگوي نشريه هم زياد جالب نباشد...يه تجديد نظر كنيد.
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1384ساعت 22:52  توسط دانشگاه ياسوج
|
اين مطلب رو از وبلاگ تست دموكراسي وام گرفتم.تو لينكا هستش حتما يه سر بهش بزنيد.ليست وبلاگهاي حامي معين هم اونجا هست.
وقتی تبليغات قاليباف رو میبينم ياد آقا گرگه میافتم که رفته بود در خونه شنگول و منگول و دستاشو سفيد کرده بود و صداشو نازک کرده بود و خودشو جای بز بز قندی جا زده بود.
وقتی لاريجانی رو میبينم حتی ياد آقا گرگه هم نمیافتم. همين بس که آدم ياد صدا و سيما بيفته و دوران سياه وزارت ارشادی که پس از رفتن خاتمی شروع شد و در دوران ميرسليم ادامه يافت. يادمه رفته بودم به يک انتشارات و خانم ناشر داشت به مترجم يک کتاب توضيح میداد که نقاشی سگ اگر کتاب داشته باشه اجازه چاپ نمیدن. يادمه حتی در کتابهای کودکان اسمهای خارجی کارکترها بايد تغيير میکرد و ايرانی میشد.
وقتی تبليغات هاشمی رو میبينم بیاختيار ياد آقاسی میافتم. حافظهها چقدر ضعيف شده. يادتون نيست آقاسی رو؟ انتخابات مجلس ششم که هاشمی با تقلب تونست سیام بشه و حق عليرضا رجايی رو خورد ولی از آبرو ريزی که شده بود انصراف داد همون وقت.
وقتی قيافه احمدینژاد رو میبينم ياد بسيجیهای دهه شصت میافتم که حتی تا همين چند سال پيش تو خيابونها میايستادند و يک ترافيک عجيب و غريب راه میانداختن تا توی ماشين رو با چراغ قوه نگاه بکنن و به جوانها و زنان که ذاتا گناهکار بودن تذکر بدن و اذيت کنن.
وقتی صدای کروبی رو میشنوم ياد طنين «حکم حکومتي» میافتم که برای اولين بار در مجلس از زبان او شنيده شد و هنوز هيچ کار نکرده مجلس ششم را شکست.
ديگه بقيه حتی گفتن هم نداره. کی گفته تخريب بده؟ مگه همه اينها چيزی به جز واقعيته؟
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1384ساعت 21:45  توسط دانشگاه ياسوج
|
درود
پيدا كردن يه سوژه كه هر روز بتونيم يه چيزي بنويسيم،كار سختي نيست.البته آن چه كه نيست وقت است.
به هر صورت.اقدام بي شرمانه ي صدا و سيما كه متاسفانه روز به روز به اين حرف تاج زاده كه مي گويد آقايان جناح راست شعار مشاركت حداكثري را قبول ندارند،نزديكتر ميشود،ديگر اعصاب همه را خرد كرده.اول الهه كولايي را به جلسه اي كه دعوتش كرده بودند راه نمي دهند...مهندس بهزاد نبوي و مصطفي تاج زاده را به همين صورت.اينها ديگر حاظر به ريسك كردن نمي باشند.فهميده اند كه هيچ كس در مقابل حرفهاي تاج زاده و نبوي و كولايي حرفي براي گفتن داشته باشد.به هر صورت يك شعر مثل همان "سيماي لاريجاني ،تحقير هر ايراني" براي سيماي ضرغامي بايد ساخت. حتي در كوچكترين موارد نيز با بي رحمي تمام دارند معين را تخريب مي كنند.حنيف مزروعي به نمونه اي در مورد نورپردازي نامناسب در برنامه هاي دكتر اشاره كرد.موارد بسياري از قبيل انتخاب حرفهاي تكراري براي دكتر،انتخاب تكه هاي نامناسب از سخنراني ها ، نشان ندادن ميزان استقبال مردم از اتوبوس ايران براي همه ي ايرانيان و سخنراني هاي دكتر معين ، پخش نكردن فيلم تبليغاتي دكتر معين و حتي انتخاب عكس نامناسب از دكتر براي تصاويرش و ... .نمي دانم چه بگويم در مورد اقدام بي شرمانه!!!
به هر صورت...
من احساس مي كنم...احساس كه نه واقعيت اين است كه هيچ كدام از كانديداها به اندازه ي دكتر معين يك تيم منسجم و قوي و با برنامه ندارند.به قول يكي از دوستان هر كدام يك رئيس جمهور بالقوه هستند،واقعا همه افراد تئورسين و صاحب نظر در مسائل مختلف هستند.روزنامه ي اقبال پنج شنبه را نگاه مي كردم ، ليست سخنراني هاي جمعه و شنبه و يك شنبه ي تيم معين را ليست كرده بود،هفتاد سخنراني در سه روز توسط تقريبا 25 نفر!!!توانايي و اقدام اين افراد قابل تحسين است.همينهاست كه تيم معين و خود معين را از سايرين متمايز كرده است.و همين افراد توانا و با اراده هستند كه مي توانند جنبش دموكراسي خواهي را پيش ببرند.
نهضت آزادي و ملي مذهبي ها هم از دكتر معين حمايت كردند ...اميدوار كننده است.برنامه ي دكتر معين به قدري جالب و همه گير بوده است كه اين آقايان كه تصميم به تحريم داشتند را وادار به حمايت از دكتر معين كرده است.اميدوارم كه همه چيز خوب پيش برود...هدف ما دموكراسي است...هر كسي مي تواند پرچمدار جنبش دموكراسي خواهي باشد...
الان كه دارم اينها رو مي نويسم ساعت يك و پنج دقيقه ي صبح است.خودم هم نمي دانم چه مي گويم...خدا به شما رحم كند.
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد 1384ساعت 1:18  توسط دانشگاه ياسوج
|
درود
تمامي الفاظ جهان در اختيار داشتيم و آن نگفتيم كه به كار آيد
چرا كه تنها يك سخن
تنها يك سخن در ميانه نبود
آزادي...
و اي كاش ميشد،گفت آن چيزهايي را كه مي بينيم و در ميانه نيست آزادي تا گفت.آزادي ، آزادي ،آزادي ...آري فقط همين.
آزادي با در خانه نشستن و حرف نزدن و تحريم كردن خيالي و انتخاب نكردن آنكه به آزادي نزديكتر است...حداقل من دليلي نمي بينم كه بوجود آيد...شعار نمي دهم ...27 خرداد همه با هم پاي صندوقهاي....مي گويم 27 خرداد همه با هم تفكر و تعقل و دور انديشي و به آزادي فكر كردن.بله گاهي به قول دوستمان يك شعرو يا يك ترانه جاي صدها صفحه نوشتن و خواندن را مي تواند پر كند:
من بنشينم
تو اگر بنشيني
چه كسي برخيزد؟
چه كسي پنجه در پنجه ي اهرمن اندازد؟
كافي نيست؟تا كي نشستن و كار را به دست تقدير سپردن؟شايد هم عده اي دل خوش كردند به آمريكا و شايد هم گروهي يك انقلاب ديگر را متصور مي بينند؟باز هم مي گويم همه با هم 27 خرداد تفكر و تعقل و دور انديشي ، فكر به آزادي و سرانجام اگر تصميم به شركت گرفتيم، انتخاب آنكه به آزادي نزديكتر است و اگر تصميم به تحريم ، انتخاب مسير درستي كه آيندگان به ما نگويند آسانترين راه ممكن و شايد غير ممكن براي رسيدن به هدفمان را انتخاب كرديم.
دورانديش باشيم.
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم خرداد 1384ساعت 17:0  توسط دانشگاه ياسوج
|
سلام
1- ببخشيد من اين چند روز رو به خاطر فرجه رفتم طرف خونه كه داداشم كامپيوتر رو داغون كرده بود و...
2-اينجا تا اطلاع ثانوي هم دانشگاه ياسوج است و هم ستاد نسیم(نسل سوميهاي ياريگر معين)
3-نسيمي ها گل كاشتند...حال كردم با كارهاشون چند تا عكس ببينيد از ایسنا و مهر و ایلنا و سایت معین و بقیه هم در الپر لیست شده.
۴-اينجا هم مثل ياسوج پوسترهاي دكتر نيومده...نمي دونم اينا دارند چيكار مي كنند.البته حدس ميزنم كه اينا بذارند برا روزاي آخر كه همه پوستراشون تموم شده بباشه و فقط پوستراي معين بمونه...يه حدسه فقط
۵-اينم سايت نسيم
-۶من همچنان به معين راي مييدم.
۷-من مطمئنم كه اگه يه نفر كه دلش برا اين مملكت بسوزه بيانيه دكتر معين و نظراتشو بخونه كافيه تا كه به معين راي بده.
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم خرداد 1384ساعت 20:27  توسط دانشگاه ياسوج
|
.اين شعر زيبا را دوست خوب و ناشناسمون ايران در يك كامنت از كتاب در سوگ سكوت نوشتند
واقعا زيباست.گرچه ايران عزيز با ما در انتخابات همراه نيست و موضع تحريم رو اتخاذ كردند ولي به من از جانب خود و دوستانم دعوت ميي كنم از ايشان به واقع بين بودن(جسارت نباشه و نه اين كه ايران عزيز واقع بين نيست)البته منظورم سنجيدن شرايط موجود با آرمانهايي كه در ذهن دارند مي باشد.من هم مثل ايران و بسياري ديگر اميد دارم و آرزو براي به وجود آمدن يك دولت دموكراتيك مردمي و آزاد.ولي آيا شرايط و فضا به ما اين اجازه را مي دهد؟يعني مردم هم حاضرند بار ديگر هزينه بدهند و مبارزه كنند؟مطمئنم با گزينه ي انقلاب مخالفي.من راهي جز حضور در اين ساختار و ايجاد اصلاحات(البته با صبر و حوصله،نه با عجله و شتابزدگي)نمي بينم.من هم بگم كه دكتر معين كف خواسته ها و مطالبات منه كه البته با حظور دكتر معين قطعا مقداري از آرمانهاي ما به واقعيت و آرزوهاي ما به خواسته هاي منطقي تبديل مي شود.راستي ايران عزيز چطور امشب رو سحر كنيم وبسازيم صبح پرهياهو رو با تو خونه نشستن و شركت نكردن در يك تصميم كه ميتونه حداقل قسمتي از اهدافمون رو برآورده كنه؟
اين شعر رو هم گرچه ايران نوشته ولي تقديم مي كنم به خودش...مي مانيم و مي سازيم شب را به سحر ...اميد آنكه يار خوبي باشيم همه و همه براي پيشبرد اهدافمون كه رسيدن به دموكراسي است در ايران.انشا الله
تو را من یار میمانم
در این راهی که پیش روست
در این اين پر غوغا
در این شبهای بی مهتاب
و با تو می نوازم ساز بودن را
و با تو می سرایم شعر ماندن را
چه پر رنگ است
زمان در این مکان امشب
چه پر رونق
مکان در این زمان این جا
و من با تو
شباهنگام
درون این شب تاریک
به دنبال سحر بیدار
و دل هشیار
که امشب را سحر سازیم
وصبح پر هیاهو را ز نو سازیم
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1384ساعت 6:34  توسط دانشگاه ياسوج
|
جزییات برنامه پاسداشت آزادی
بچه هاي حامي معين و كلا همه ي بچه هاي اصلاح طلبان پيشرو با انگيزه هستند و ايده هاي بسيار جالبي دارند. مثل همين كار جالبي كه بچه هاي ستاد نسيم(كه قبلا نسل سوميهاي ياريگر معين بودند و حالا فهميدند بين معين و ميهن فرقي نيست...معين ،معين ملت است،معين دوميه ياريگر بود) دارند مي كنند.هم بي سابقه است و هم جالب و تاثيرگزار.تفاوت معين و ديگران هم در همين تيم با انگيزه و اميد و مبتكرشه.
موفق باشند بچه هاي ستاد نسيم.
نسل سوميهاي ياريگر ميهن (ستاد نسيم) كه قرار است تا اطلاع ثانوي ياريگر معين باشند، روز سهشنبه، دهم خرداد با تشكيل زنجيره انساني دور ميدان آزادي، به صورت نمادين «آزادي» را پاس ميدارند.
رئيس ستاد نسيم، سمیه توحیدلو ، توضيح داد: «اين برنامه نمادين كه از نظر شكلي و وسعت پوشش، تاكنون نمونهاي نداشته با مجوز رسمي وزارت كشور برگزار خواهد شد و مسئوليت امنيت آن را نيروي انتظامي به عهده گرفته است.»
سميه توحيدلو افزود: «اين حركت نمادين كه «پاسداشت آزادي» نام دارد، با اجراي دستهجمعي سرودهايي در مورد ايران و آزادي، اهداي گل به مردم، آزادسازي كبوتر و برنامههاي جانبي ديگر همراه خواهد بود.»
وي تأكيد كرد: «پاسداشت آزادي از ساعت 17 تا 20 سهشنبه دهم خرداد برگزار ميشود و حضور عموم علاقهمندان در اين برنامه به عنوان تماشاگر آزاد است. »
توحيدلو در عين حال تأكيد كرد: «جوانان و نوجواناني كه در زنجيره انساني حضور دارند، كساني هستند كه تا ظهر روز سه شنبه براي حضور در «پاسداشت آزادي» ثبت نام ميكنند و همگي آنها با لباس متحدالشكل و كارت عضويت «ستاد نسيم» در ميدان آزادي حاضر شدند.»
عضو ستاد مركزي نامزد اصلاحطلبان پيشرو توضيح داد: «صبحتها و مفاهيم مورد نظر در اين برنامه، فقط از طريق نوشته هاي تراكتها و پلاكاردها منتقل ميشود و فضاي داخلي دايره ميدان آزادي كه مجاور فضاي سبز است براي استقرار علاقهمندان به تماشاي اين برنامه در نظر گرفته شده است.»
گفتني است جوانان و نوجوانان علاقهمند به حضور در اين برنامه تا ساعت 12 ظهر روز سهشنبه 10 خرداد ميتوانند ضمن تماس با شماره تلفنهاي 30-8915324 (داخلي 206 و 208) براي شركت در زنجيره انساني ثبت نام كنند.»
+ نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1384ساعت 5:6  توسط دانشگاه ياسوج
|
رييس ستاد ائتلاف نهم در استان كهگيلويه و بويراحمد گفت: رييس جمهور اصولگراي محض و اصلاحطلب محض در جامعه دچار مشكل ميشود و بالطبع اين مشكل جامعه را نيز دچار مشكل ميكند.
باز هم اين مردك حرف زد.مگر زدند سر دلت؟آخه بلد نيستي حرف بزني مجبورت نكردند كه؟مي خوام بدونم تعريفت از اصولگرايي و اصلاح طلبي چيه؟اگر از اصلاح طلبي فقط سوء استفاده از مقام و منزلت رو ياد گرفتيي خب همينقدر بسته.بدون كه دولت بعد دولت هر كس باشه دولت افراد منفعت طلب نخواهد بود.به هر صورت من پيشنهاد مي كنم اگر مي خواهي از كانديدت تعريف كني برويد شعار جديد بياوريد.نه با سوءاستفاده از شعارهاي اصلاح طلبان و اصولگراها.
پناه گفت: رييس جمهور بايد نگاه جهاني داشته باشد تا بتواند به نحو مطلوب بر اوضاع جامعه مسلط شود و درد محرومان را مداوا كند.
آره نگاه جهاني داشته باشه.مثل همون موقعها كه وقت خداحافظيش از رياست جمهوري ما با بسياري از كشورها مثل بوركينافاسو و ماداگاسكار در ارتباط نزديك بوديم.هيچ وقت هم به وزير امور خارجه شان نگفتند وزير قطع امور خارجه،البته فقط چند تا كشور فقير اروپايي مثل فرانسه و انگليس و آلمان و ...سفارتخونه هاشون تو ايران رو تعطيل كرده بودند.پناه....برو يه مقدار به خاطرات 8 سال قبلت رجوع كن...البته اگر شوق پستهاي بزرگتر تو رو بذارن كه واقعيتها رو درك كني.
وي گفت: مجادلات سياسي افراطي باعث دلسردي مردم و عدم شركت در انتخابات ميشود و ما وظيفه داريم افراط و تفريط را در جامعه ريشهكن و به اخوت مردم در انتخابات كمك كنيم.
اي ول وظيفه...بابا وظيفه شناس شده طرف.تو اين وسط چه كاره اي؟خنده داره به خدا.عزيز دلم تو اگر وظيفه شناس بودي دو ماه كارتو ول نمي كردي به امون خدا و نمي چسبيدي به انتخابات.اگر اينكاره بودي...يعني وظيفه شناس بودي،مشكلات اداره ي خودتو حل مي كردي.
اون دفعه هم گفتم كه اين اصلا مهم نيست در موردش صحبت كنم...ولي بچه يه حرفايي مي زنه كه...
راستي محسن جان(دكتر عسكريان خودمون)؛به اين رفيقت بگو مواظب حرف زدنش باشه.
خدمت برادر يا خواهر عزيزي كه كامنت گذاشتند...با نام ايران
دوست خوبم اول كار تكليف هممون رو روشن كردي:
اون کلید قفسهایی رو داشت که اندیشه,بیان مارو زندونی کرده بود.اون مارو ازاد کرد ولی غافل از صیادان به کمین نشسته.اه.......خيلي جالب هم خودت از همون اول جواب پرسشها و درد دلهاي بعدي خودت رو دادي.ايران عزيز؛در اينكه آيا خاتمي كاري كرد يا نه جاي بسيار بحث و مجادله و گفتگو هست كه من فقط به يك نكته اشاره مي كنم؛چون مباحث مورد علاقه ات آزادي بود من عرض مي كنم كه ايران عزيز مگر قبل از دولت خاتمي هر كس را مي گرفتند نبايد دنبال جسد وي مي گشتيم؟حداقل كار و تنها كاري كه خاتمي كرده باشد اين است كه الان هر كس را بگيرند ما بايد در زندان دنبالش بگرديم...آيا بين كشتن و زندان كردن تفاوتي وجود ندارد؟مي توان اين صفحه را پر كرد از تفاوتهاي امروز با هشت سال قبل كه قطعا همه شما بهتر از من مي دانيد.
اونها دین رو کردن سپر بلا .با دین میکشن,میخورن,می برن,زندانی میکنن...اعدام ......اونها كي هستند؟خاتمي و معين هم جزئي از اونهان؟ جوابش مشخصه
بله اي كاش از هشت سال گذشته عبرت مي گرفتيم و اي كاش از هشت سال قبل از آن هم.آنگاه بود كه تصميم عاقلانه اي مي گرفتيم و شايد به اين نتيجه مي رسيديم كه بايد اصلاحات را گامي به پيش برد.
+ نوشته شده در دوشنبه نهم خرداد 1384ساعت 4:56  توسط دانشگاه ياسوج
|
شبي كه معين رد صلاحيت شد،بهتر بگويم صلاحيتش توسط يك پيرمرد هشتاد و اندي ساله احراز نشد،پناه بردم به حافظ،هم او كه در تمام مصائب و سختيي ها و ناراحتي ها تنها پناه و مرجع رجوعم بود.حافظ گفت:
شاهدان گر دلبري ز اين سان كنند زاهدان را رخنه در اييمان كنند
مثل خيلي اوقات ندانستم منظورش چيست و شاهد ما(معين)چه رخنه اي در ايمان كه چه عرض كنم ،در تعهدات حزبي آقايان مي تواند بكند.آن شب گذشت و اميدها به ياس مبدل شد(گرچه از اول چندان اميدي نبود)تا اينكه متوجه شدم كه نه،حافظ هيچ وقت حرفش غلط در نمي آيد و آنچه غلط است ذهن ماست.در هر صورت به قول آقا رضاي خاتمي با صلابت حرفهايمان را زديم و تاييد صلاحيت گرفتيم،نه اينكه صلاحيت نداشته باشيم ،بلكه اين كند ذهني و كج فهمي آقايان...
...تا امروز كه معين بيانيه اش را داد و باز هم با صلابت...عرض من اين است كه وقتي دوستانمان در آنسوي طيف اصلاحات(اصلاح طلبان محافظه كار يا سنتي)ما را (اصلاح طلبان پيشرو)متهم مي كنند به تند روي،بايد بدانند و توجه و عنايت داشته باشند كه اينها تند روي نيست،بلكه ايستادگي و مقاومت است،ما هر جا بر منافع ملت تكيه كرديم و پافشاري و ايستادگي براي تحقق آنها و هر جا از جانب ملت به آقايان فشار آورديم ،پيروز شديم.هر جا بي مهابا براي رسيدن به هدف زو براي رسيدن به حقمان سخن گفتيم پيروز شديم و هر جا كوتاه آمديم و هرجا سر تعظيم فرود آورديم آنجا بود كه حكمهاي حكومتيي بر ما غالب شدند و شكست بر ما مستولي.
شوراي نگهبان يا بهتر بگويم نگهبان شورا با عملكرد غير منطقي اش نشان داد كه منافع حزبي را بر منافع ملي ترجيح مي دهد.و باز معين بود كه تاكيد كرد منافع ملي را بر منافع نظام ترجيح مي دهم.و باز هم ملت هستند كه بايد مجكم بايستند و مقاومت كنند برايي رسيدن به اهداف قانوني شان كه همانا دموكراسي از اهم آنهاست.
و باز هم شاهدان گر دلبري زان سان كنند(دوم خرداد 76 و84) زاهدان را رخنه در ايمان كنند
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم خرداد 1384ساعت 5:20  توسط دانشگاه ياسوج
|
جمع بندى كنگره ۶ ساعته حاميان معين
خبراي خوب خوب از تهران مي رسه.انشاالله كه خبراي بهتر هم برسه.جالبش اينه كه از ياسوج هم شرافت حرفاي قشنگي زده.شرافت اون روز تو سالن هم بسيار جالب و زيبا و متين حرف زده بود،ببينيم بيانيه امروز معين چي ميشه.انشاالله هر چه شود خير باشد.اين هم جمع بندي كنگره از شرق آنلاين.
حاميان معين نامزد اصلاح طلبان پيشرو از وى خواستند تا با حركتى جدى براى لغو نظارت استصوابى و استفاده از اپوزيسيون قانونى در دولت آينده وارد عرصه انتخابات شود.
«دوستان مخالف شركت دكتر معين هم صحبت كنند، تا آنها را در اولويت بگذاريم. آنچه من در جلسه مى بينم خارج از تصور ما است. فكر مى كرديم بحث هاى داغى در مورد حكم حكومتى بودن يا نبودن نامه رهبرى يا بحث وفاى به عهد دكتر معين مطرح شود. اما ظاهراً همه نظر موافق براى ادامه حضور در انتخابات دارند.» اين جمع بندى را «على شكورى راد» رئيس ستاد انتخاباتى معين در اواسط جلسه طولانى و شش ساعته حاميان اين نامزد رياست جمهورى ارائه كرد. اما كسانى كه روز پنجشنبه در اين گردهمايى بزرگ حاضر شده بودند، خيلى زودتر از آنكه رئيس جلسه چنين جمع بندى اى را ارائه كند، به اين نتيجه رسيده بودند.
حاميان معين در اين جلسه آمده بودند تا پس از ردصلاحيت و در نهايت تائيد نامزد انتخاباتى شان با توصيه مقام رهبرى درباره شركت يا كناره گيرى از انتخابات تصميم بگيرند.
بهزد نبوى كه نخستين سخنران اين اجلاس بود گفت پس از حوادث اخير شوراى عالى سياستگزارى دفتر مركزى دكتر معين سه جلسه پياپى و مجموعاً به مدت ۱۰ ساعت برگزار كرد و در آن اين مسائل مطرح شدآيا آنچه اتفاق افتاده مصداق حكم حكومتى است يا خير؟ در اين زمينه دو نظر وجود داشت. طبق نظر اول، نامه رهبرى مصداق حكم حكومتى است. در مقابل دسته اى ديگر از دوستان اين مسئله را مصداق حكم حكومتى نمى دانستند.
به گفته نبوى بررسى مجموعه اين مسائل باعث شد تا اين تحليل مشترك به دست آيد كه اقدامات اخير يك سناريو عليه معين و حاميان وى بوده است.
وى افزود با توجه به همه اين مسائل چهار راهكار در جلسات شوراى عالى سياستگزارى ستاد معين براى خروج از وضعيت فعلى پيشنهاد شد كه عبارتند بود ازشركت بدون قيد و شرط در انتخابات كه اين راهكار طرفداران چندانى در شورا نداشت .راهكار بعدى كناره گيرى بدون قيد و شرط از انتخابات بود كه پيامدهاى منفى آن واگذارى صحنه سياسى به رقبا و از دست دادن فرصت حضور فعال در عرصه سياسى،كاهش بيشتر مشاركت مردم در انتخابات و افزايش احتمال پيروزى مخالفان اصلاحات و طرح اين اتهام از سوى مخالفان كه معين و حاميانش از ترس شكست و با هدف ضربه زدن به مشاركت مردم و يا معامله با نامزدهاى ديگر از عرصه كنار رفته اند.راهكار بعدى شركت مشروط در انتخابات بود اما راهكار چهارم شركت در انتخابات با مواضع قاطع تر بود پيشنهاددهندگان اين گزينه مى گويند كه صرف نظر از آنكه ما نامه رهبرى را حكم حكومتى بدانيم يا نه، استراتژى معين و حاميانش شركت در انتخابات بوده و نه عدم شركت. به همين خاطر هدف اصلى فراهم شدن شرايط براى شركت در انتخابات بوده كه تاكنون در تحقق آن موفق بوده ايم. اما در كنار اين مسئله سناريويى از طرف مخالفان طراحى و اجرا شد كه هدف آن بدنام كردن اصلاح طلبان پيشرو بوده است. به همين خاطر اگر اقداماتى انجام شود كه مانع از سوءاستفاده مخالفان از شركت ما در انتخابات شود، اين پروژه و سناريو خنثى مى شود. از طرف ديگر معين و حاميانش از ابتدا معتقد به شرط گذاشتن براى شركت در انتخابات نبوده اند. بلكه خواستار پيروزى در انتخابات بوده اند تا با برنامه هاى مشخص و روشن و كادر توانا شرايط مطلوب خود را در كشور به وجود آورند. به همين خاطر پيشنهاددهندگان گزينه «شركت با مواضع قاطعانه تر» معتقدند كه معين و حاميانش ضمن شركت در انتخابات بايد اين اقدامات را انجام دهند،:بايد هدف سناريوسازان را افشا كنيم ،بايد اعلام كنيم به حكم حكومتى اعتقاد نداريم و تائيد صلاحيتى را هم كه حاصل حكم حكومتى باشد، نمى پذيريم و در آينده هم در صورت پيروزى در انتخابات هرگز به حكم حكومتى متمسك نمى شويم.
اگر دكتر معين شركت در انتخابات را پذيرفت، بايد مواضع قاطعانه ترى اتخاذ كند و با معرفى تيم همكاران خود، اعلام كند كه از همه آسيب ديدگان و كسانى كه به ناحق از حضور در مديريت عالى كشور محروم مانده اند، در كابينه خود به كار خواهد گرفت.
اظهارات نبوى در حالى پايان يافت كه پيشنهادهاى ارائه شده در راهكار چهارم (شركت در انتخابات با مواضع قاطعانه تر) با تشويق گسترده حاضران همراه بود و از همين جا هم روشن شد كه اكثريت حاضران در نشست روز پنجشنبه چه راهكارى را براى ادامه فعاليت هاى انتخاباتى معين مى پسندند.
صدها فعال سياسى حاضر در اين نشست به ويژه زمانى به ابراز احساسات پرداختند كه بهزاد نبوى از حضور «آسيب ديدگان و محرومان به ناحق از مديريت هاى عالى» در كابينه آتى معين سخن گفت.
چنين تشويق هايى باز هم روز پنجشنبه در سالن وزارت كار شنيده شد. زمانى كه «حسين لقمانيان» نماينده همدان در مجلس ششم و رئيس ستاد معين در استان همدان از ضرورت حضور مهندس عزت الله سحابى در دولت آينده معين سخن گفت.
يا آن وقت كه «محمد كيانوش راد» رئيس جبهه مشاركت خوزستان و نماينده اهواز در مجلس ششم بر حضور ملى _ مذهبى ها در دولت معين تاكيد كرد و يا در آن لحظه كه دخترى از اعضاى ستاد نسيم به معين گفت كه «محذوفين انتخابات را به كابينه خود وارد كنيد»؛
در همه موارد اين تشويق گسترده حاضران بود كه حمايت گسترده آنان از اين راهكار را نشان مى داد.
در اين ميان «رضا يوسفيان» از اعضاى ستاد معين در استان فارس و نماينده شيراز در مجلس ششم هم تاكيد كرد: «نامزد ما براى آنكه نشان دهد وامدار كسى نيست، قبل از هر چيز بايد به موضع خود درباره ردصلاحيت غيرقانونى دكتر يزدى نامزد نهضت آزادى و ملى _ مذهبى ها را روشن كند.»
او هشدار داد كه اگر به اين موضوع و پرسش هاى موجود درباره حكم حكومتى از سوى معين پاسخ قانع كننده اى داده نشود، سرمايه باقى مانده احزاب حامى وى يعنى اقبال موجود به آنان در جامعه نيز از بين مى رود و در عين حال، ابزار هاى حكومت هم به دردشان نخواهد خورد. بدين ترتيب، بحث حضور نيرو هاى اپوزيسيون در دولت احتمالى معين به يكى از بحث هاى اصلى روز پنج شنبه تبديل شد.
اين در حالى است كه گفته مى شود «ابراهيم يزدى» نامزد رد صلاحيت شده و نهضت آزادى از جمله اصلى ترين افرادى است كه فعاليت هايى براى وارد كردن او در فهرست اعضاى كابينه معين مطرح شده است.
شايد جملات كوتاه «شرافت» از اعضاى ستاد معين در استان كهكيلويه و بوير احمد به خوبى اين راهكار را نشان دهد: «ما بايد زمينه حضور دگرانديشان در دولت آينده را فراهم كنيم و نشان دهيم كه فقط دو متر خاك اين كشور براى قبر متعلق به همه ايرانيان نيست، بلكه حكومت هم به همه ايرانيان تعلق دارد.»
نشست شش ساعته بيش از دو هزار فعال سياسى و تشكيلاتى حامى معين پايان يافت. نشستى كه رضا خاتمى آن را «بى سابقه» خواند و گفت: «اين كه جمعى چنين گسترده به مدت شش ساعت و در هوايى گرم و مكانى اندك بنشينند و به بحثى جدى و گفت وگويى صريح بپردازند، نشانه فاز جديدى از اصلاحات است.» و چنين بود كه خاتمى حرف نهايى را زد: «ما حق نداريم چنين توفيقى را قدر ندانيم و با تصميمى عجولانه و غيرمنطقى فرصتى طلايى را هدر دهيم.»
+ نوشته شده در شنبه هفتم خرداد 1384ساعت 5:23  توسط دانشگاه ياسوج
|
درود
درود بر معين و درود بر محمدرضا خاتمي.اينها سخنان محمد رضا خاتمي در كنگره ي حاميان معين است.هيچ حرفي نمي زنم چرا كه گفته هاي محمد رضا آنقدر زيبا و جذاب و گوياست كه جاي هيچ صحبتي باقي نمي گذارد.
عقل بر سر عده اي آمده است و اين تنيجه اصلاحات است .
اگر رهبري بخواهد مي تواند پرچمدار اصلاحات باشد. ما اين را بارها گفته ايم. ما به رهبري دست مريزاد مي گوييم وقتي كه به قوه قضاييه دستور دهد زندانيان را آزاد كند. مطبوعات را از توقيف در بياورد. دست مريزاد مي گوييم.
ما به آنها تبريك مي گوييم كه به اين تعقل رسيده اند كه قبل از يك بحران تصميمم عقلي بگيرند .
چه كسي مي گويد حكم حكومتي . اينها دو دسته هستند:
1-تحريميها
2-رقباي انتخاباتي
معيين متفاوت با ديگران است . ما با اراده خود با حركت اجتماعي مردم حق را گرفتيم. ما از شوراي نگهبان به سلامت گذشتيم بدون اينكه گدايي كنيم .
مجبورشان كرديم.
ما از اصول خود كوتاه نمي آييم .
ما از حقوق بشر گفتيم و تاييد صلاحيت گرفتيم.
ما از اقليتها گفتيم و تاييد صلاحيت گرفتيم.
ما از عدالت جنسييتي گفتيم و تاييد صلاحيت گرفتيم.
ما از تغيير ديدگاه در روابط خارجي گفتيم و تاييد صلاحيت گرفتيم.
ما از قبول نداشتن حكم حكومتي و از اينكه رهبري بايد در چارچوب قانون حركت كند گفتيم و تاييد صلاحيت گرفتيم.
از همه اينها گفتيم و تاييد صلاحيت گرفتيم.
ما ثابت كرديم كه نظام اصلاح پذير است.
ما ثابت كرديم اصلاحات زنده است.
صداي اكثريت خاموش صداي افرادي است كه خواستار تغيير و تحول است.الان مي توانيم پيروز شويم . و تلاش مي كنيم.آقاي دكتر معين پيام اين جمعيت حضور شما در عرصه انتخابات است.ما نظر سنجي نداريم وقت هم نداريم نظر سنجي كنيم.اين جمع هركدام برآيندي از جمعي است.انشاالله شنبه آقاي دكتر معين بيانيه خودشان را صادر مي كنند.كه البته اگر به اين نتيجه برسند كه شركت نكنند فضاي ياس و نا اميدي جامعه را فرا مي گيرد.
+ نوشته شده در جمعه ششم خرداد 1384ساعت 8:20  توسط دانشگاه ياسوج
|
قبل از نوشتن مطلب جديد مي خواهم اعلام برائت كنم از توهينهايي كه به بعضي از افراد از جانب اين وبلاگ شده است.متاسفانه من پس از نوشتن هر مطلب نيازي به باز بيني مطلب نمي ديدم كه پس از چند روز كه اين كار را كردم متوجه شدم كه تغييراتي در متن نوشته ها ايجاد شده است.متاسفانه فرد يا افرادي با هك كردن پسورد اين وبلاگ به دلايل نامعلوم دست به تغيير متن نوشته ها كه بعضا به توهين و اتهامهاي بي اساسي به افراد قابل احترام از طرف اين وبلاگ زده اند.بدينوسيله ضمن معذرت خواهي از افرادي كه كوچكترين بي احترامي به آنها شده است چون اساسا اين وبلاگ براي تمام افراد احترام قائل است حتي اينكه كارگر سلف باشند، حذف اين مطالب ناشايست كوچكترين اقدام اين وبلاگ براي جلوگيري از تضييع بيشتر از اين حقوق افراد مي باشد.ضمن عذر خواهي مجدد از تمام افراد و خوانندگان محترم وبلاگ تعدادي از تاپيكهايي كه از جانب اين وبلاگ نگاشته نشده است يا تغيراتي در محتواي آنها ايجاد شده است ،را حذف مي نمايد.در ضمن اين وبلاگ معتقد است براي نگاشتن عقايد و نظرات خود نيازي به توهين به افراد نمي بيند بلكه به راحتي و با بياني طنز (و البته نه هجو و توهين)به نكات مورد توجه خود اشاره مي كند.
خبرگزاري دانشجويان ايران – ياسوج بويراحمد
به گزارش ايسنا، غلامرضا پناه در نشست پرسش و پاسخ نمايندگان برخي احزاب در محل دفتر روزنامهي عصر روشنگري در ياسوج افزود: رييس جمهور آينده بايد واقعبين باشد چرا كه جامعهي ما ديگر فرصت آزمون و خطا ندارد.
وي ادامه داد: عملكرد برخي سياسيون و افراط برخي جناحها، مردم را دلسرد كرده و سبب به وجود آمدن بيرغبتي در ميان مردم شده است.
اين پناه هم عجب آدم پر روييه.مرتيكه مگه عملكرد خودت جزئي از اونها نبود كه حالا مي گي عملكردشان!!!مردم رو دلسرد كرده؟عجب....چقد آدم مي تونه پر رو باشه.ببينم حاظري عملكرد خودت رو در دوران مديريتت به مردم بگي؟يا چقدر از تصميماتت در زندگي مردم اين استان موثر بوده؟البته اين خصلت كارگزاراني هاست.نون دولت خاتمي رو خوردن و حالا دارن برا يكي ديگه [...] مي كنن. مگه يادت رفته تو خودت با رانت موسوي اومدي مدير كل شدي(تو كه اينكاره نبودي)و موسوي هم با سوء استفاده از نام دوم خرداد(البته دور دومش) به نمايندگي رسيد.بعدشم آره تو درست مي گي رياست جمهوري عرصه ي آرمون و خطا نيست.ملت نمي تونن يكي رو كه هشت سال عملكرد منفي اش رو ديدند و هسيچ خيري از انتخابش نديدند بيان دوباره انتخاب كنن.
ولش كن بابا اين ارزش نداره بيشتر از اين در موردش حرف زده شود.
به گزارش ايسنا، قدرتالله نظري رييس ستاد انتخاباتي دكتر محمدباقر قاليباف در استان كهگيلويه و بويراحمد در جمع هواداران قاليباف در محل ستاد وي اظهار داشت: برخي كانديداها براي به تسخير درآوردن روزنامهها زياد هزينه كردهاند، اما قاليباف در اين زمينه حتي يك ريال هزينه نكرده است.
به به آقاي نظري هم زبون در آورده.خيلي جالبه.بابا يكي نيست به اين مردك بگه كه آقا جان حداقل يه نگاه به روزنامه ها بينداز بعد بيا حرف بزن.مگه نمي دونه كه مدير مسئول راه مردم برا چي استعفا كرده؟البته راست مي گه آقاي قاليباف ريالي خرج نكردند ميليوني خرج كردند.محض اطلاع ايشون تنها روزنامه راه مردم به مدت دو ماه به قيمت 120000000تومان(بله تومان) اجاره كردند.البته آقاي نظري اينها رو مي دونه كه هر شب 50 تا از روزنامه راه مردم رو مجاني به خوابگاه علوم پزشكي ميده.البته حتما هدفش گسترش آگاهيهاي عمومي هست!!!
اين هم ارزش نداره زياد در موردش صحبت بشه.البته اين خبر رو هم ازايرنا محض اطلاع آقاي نظري مي آورم:
مدير مسئول روزنامه راه مردم ، صبح امروز استعفا داد.
به گزارش خبرنگار سايت مدياي دانشکده خبر، نرگس رجایی، مدیر مسئول روزنامه " راه مردم" با تائید این خبر، بیان جزئیات بیشتر در خصوص دلايل این استعفا را به بعد از انتخابات ریاست جمهوری موکول کرد..
به گفته یک منبع مطلع در این روزنامه، اختلاف نظر درباره تعیین جناح بندی سیاسی در سیاستهای کلی در این روزنامه ، قبل از انتخابات ریاست جمهوری از مهمترین دلایل استعفای ناگهانی مدیر مسئول روزنامه راه مردم است.
در هر حال آقاي معين به احتمال زياد در كنگره تصميم به اومدن مي گيره.ما كه خيلي مخلصشيم.آقاي پناه و نظري رو هم دعوت مي كنم به مناظره.
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم خرداد 1384ساعت 16:47  توسط دانشگاه ياسوج
|
اين يك نمونه از اقدام غير اخلاقي هكرها مي باشد كه بدينوسيله و با پاك كردن اين مطلب خود را از اين اقدام ناشايست تبرئه مي كنيم.
+ نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد 1384ساعت 22:30  توسط دانشگاه ياسوج
|
فهميدم كه مسئولين عزيز و دوست داشتني دانشگاه به شدت دارند دنبال نويسنده ي اين وبلاگ مي گردند.من مي گويم بگرديد تا كور شويد.
۲-تمام پوسترهاي تبليغ وبلاگ توسط سربازان گمنام عزيز پور از مرتضوي گرفته تا پليس هاي آسماني از جايشان كنده شد و به دفتر عسكريان داده شد تا توسط دستگاه ريز كن محو و نابود شوند چرا كه با گفتن مقداري از واقعات ساحت مقدس رياست دانشگاه آلوده!!! شد.
۳-من نمي دونم چرا يكي از مديران دانشگاه سيكل دارد...نه نه نه اشتباه نكنيد نگفتم مستخدم اداره فاضلاب گفتم دانشگاه.
۴-از مسئولين عزيز مي خوام اينجا(http://bd-group.persianblog.com/) يه سر بزنند و ببينند كه بقيه دانشگاهها با مسئولينشون چيكار مي كنند و كاري نكنند كه همين بلا رو سرشون بيارم (منظورم قسمت نظرسنجيه)
۵-خسته نباشيد واقعا.شما رو نمي گم مسئولين دانشگاه رو مي گم.
۶-بی ربطه ولی مگه شما نظر سنجی رو ندیدید که توش شرکت کنید؟
7-راستي اون اينجا رو كه نوشتم برا مسئولين بود ولي شما اينجا بريد واقعا قشنگه،وبلاگ بچه هاي دانشگاه كيشه...ببينييد حتما
اين مطلب رو قبل از اي ول رهبر نوشته بودم كه به دلايلي پاك شد دوباره آوردمش اينجا.
+ نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد 1384ساعت 7:25  توسط دانشگاه ياسوج
|
سلام
1-
ديشب مي خواستم مطلبي در مورد رد صلاحيت دكتر معين بنويسم كه هر كاري كردم به قول معروفدستم به صفحه كليد نرفت(اين كجاش قول معروفه؟حالا...) و شرايط ذهني ام اجازه نمي داد چيزي بنويسم،شوكه شده بودم شوراي نگهبان واقعا كار ا[...] كرد.با خود مي گفتم:ديگر تمام شد گل نازم ،ديگر تمام شد.
2-
در نا اميدي بسي اميد است.
3-
مورد دوم رو بعدا توضيح مي دم.امروز صبح دانشگاه بودم كه آقايان به اصطلاح فعال سياسي!!!دانشگاه يعني حاميان دو آتيشه دكتر معين در تبليغ جلسه اي كه براي دكتر تاجرنيا داشتند،به همه مي گفتندكه ما در انتخابات رياست جمهوري شركت نمي كنيم؛يه شعر هست مي گه:روزگار است كه گه عزت دهد گه خوار دارد چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد.گرچه از نظر تفكر و مرام اين آقايون رو قبول دارم(البته حيف كه دهدشتي اند،با پوزش از همه ي دهدشتي هاي عزيز...بابا من همتون رو دوست دارم )ولي مي خوام به اين نكته اشاره كنم كه ببينيد اين شوراي نگهبان با عملكردش كاري كرد كه كساني را كه بيشترين تبليغ رو براي شركت در انتخابات داشتند و بر خلاف خيلي از دانشجويان قائل به شركت مردم در انتخابات بودند رو كه تشويق به عدم حضور مردم مي كردند.
4-
عصر با يكي از دوستان به جلسه ي آقاي تاجرنيا رفتيم.طبق معمول با اين پيش فرض كه جلسه دير شروع ميشه و مردم هم اقبالي نشون نمي دن ما هم دير رفتيم.واقعا به سختيي اون ته هاي سالن يه جا برا نشستن پيدا كرديم.خلاصه آقايان با وجود اينكه كانديدشون رد صلاحيت شده بود با چه نيت و چه خالصانه بر عقايدشان مقاومت و پايداري مي كردند.خلاصه آقايي به نام شرافت صحبت كرد كه واقعا همه رو به فيض اكمل !!!رساند.بسيار جذاب و گيرا و گوياي واقعيتها بود صحبتهايش.اي كاش متن صحبتهايش را داشتم كه اينجا مي ذاشتم.خيلي جالب بود.
5-
ادامه ي دو: بله عرض مي كردم در نا اميدي بسي اميد است،نمي دونم چه طور شد جلوي در ورودي سالن سر و صدايي شد كه البته ما دور از آنجا بوديم و نفهميديم جي شد.خيلي ها جلو جمع شده بودند،كه يادداشتي به تاجرنيا دادند و مثل اينكه رهبر معظم انقلاب براي تاييد معين نامه نوشتند،بله بالاخره گندي كه آقايون زدند به واسطه ي رهبرمون يه خورده پاك شد.همه خوشحال بودند و ما هم كه اون آخر هم فقط دست مي زديم.يه آقايي نزديكاي ما بود كه همش سرپا بود و موبايلش رو نزديك يكي از باندا گرفته بود ...به اين مي گن پخش مستقيم.خلاصه آقا قيافش خيلي به گروه فشار مي خورد(من چقدر امروز مي گم خلاصه؟)
6-
ديگر حجت برا راي دادن به معين تمام شد،رهبر هم به معين راي ميده.
7-
دوستان جستجوگر بنده:بگرديد تا كور شويد.
8-
هفت بي ربط بود،من همچنان به معين راي ميدم.
9-
راستي اين دكتر عسكريان به كي راي ميده؟يكي مي گفت تو يه ماه گذشته دو با با معين ديدار داشته.جل الخالق بعضي ها چه رويي دارند...اينجا كه با بچه هاي هاشمي مي پره و اونجا...
10-
نمي دونم چي بنويسم فقط همينطوري دلم خواست اين تاپيك ده تا بشه.حالا كه اينطور شد ''من به همه ي عزيزان توصيه مي كنم به دكتر معين راي بديد''.چطوره؟
+ نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1384ساعت 21:23  توسط دانشگاه ياسوج
|
اينجا دانشگاه ياسوج است...
ما به معين راي ميدهيم...چون ما ديگر عسكريان را نمي خواهيم...چون ما ارژنگ را نمي خواهيم...چون ما ديگر خرام را نمي خواهيم...شوخي كردم اينها اصلا مهم نيستند ،چون ما ايران را براي همه ي ايرانيان مي خواهيم ،چون مي خواهيم به حقوق قوميت ها احترام گذاشته شود،چون مي خواهيم اصلاحات اگر نه گامي به پيش ،حداقل در همين حد باقي بماند ،چون مهم است برايمان حقوق بشر،چون زنان را نيمي از جامعه مي دانيم كه البته ادعاي اداره ي نيمي از جامعه را ندارند ولي مي خواهند سهمي در اداره ي جامعه داشته باشند ،چون مي خواهيم به آزادي برسيم و رسيدن به آزادي گام به گام است،چون نمي خواهيم احمدي نژاد كشور را بهه حسينيه تبديل كند،چون نمي خواهيم لاريجاني كه سيماي او را تحقير هر ايراني مي دانستيم كاري كند كه ايران هم باعث تحقير ايراني شود،چون نمي خواهيم رضايي و قاليباف كشور ما را به جولانگاه نظاميان تبديل كند ،چون نمي خواهيم هاشمي سه باره رئيس جمهور شود چرا كه يه مقدار از گذشته رو به ياد داريم و هنوز يادمان نرفته كشتن نويسندگان و روزنامه نگاران و قتلهاي زنجيره اي و اتوبوس روشنفكران و ...و يادمان نرفته فضاي امنيتي سالهاي 68 تا 76 را،چون تجربه ي مجلس هفتم را داريم و نمي خواهيم كساني به عرصه بيايند كه تحمل معلوم شدن ميزان حقوقشان را ندارند،چون نمي خواهيم حاكميت يكدست شود ،چون نمي خواهيم....من چي دارم مي گم؟قرار بود دلايل اثباتي بياورم كه رفتم سراغ چيزاي ديگه...فكر كنم يك دليل كافي باشد :چون براي نجات كشور تنها سه راه داريم ... دموكراسي،دموكراسي و فقط دموكراسي
+ نوشته شده در جمعه سی ام اردیبهشت 1384ساعت 8:59  توسط دانشگاه ياسوج
|
قطعا همه ي ما در اينكه در دنياي امروز اينترنت در اطلاع رساني و خيلي از موارد ديگر حرف اول را مي زند شكي نداريم.و باز هم قطعا در اينكه در اين عرصه دانشگاهها بايد پيشرو تر و پيشگام تر از همگان باشند شكي نداريم.از اين بابت اينها را نوشتم كه به موضوعي اشاره كنم كه واقعا باعث تاسف است.اولا:اگر دانشجويان دانشگاه ياسوج بخواهند از اينترنت دانشگاه استفاده كنند در ماه هر كدام چيزي در حدود يك سي و هشت دقيقه!!!اين امكان برايشان فراهم است .درد آور است ...دانشجويي كه اينترنت نمي داند و امكان استفاده از آن را ندارد چگونه مي تواند به جديد ترين اخبار علمي دست يابد؟
از همه ي اينها گذشته يك مجموعه براي معرفي خود بايد از قويترين ابزار ها استفاده كند و قطعا ابزاري قويتر از اينترنت وجود ندارد.دانشگاه به خاطر ماهيتش بايد از همه جا در اين زمينه قويتر باشد.متاسفانه سايت اينترنتي دانشگاه ياسوج با ضعيفترين طراحي ممكن اين رسالت را بر عهده گرفته است...البته وقتي مسئول سايت يك دانشگاه فوق ديپلم رياضي داشته باشد انتظاري بيش از اين نمي رود.علاوه بر همه ي اينها آن است كه اين سايت از سال 79 تا به حال آپ ديت نشده است كه اين يكي دييگر قابل تحسين است!!!سايت پفك نمكي هم اينگونه نيست.يكي به داد ما برسد و ما را از دست اين مسئولين [...] نجات دهد به خدا خجالت مي كشم لينك سايت دانشگاه رو بگذارم مبادا يه غريبه ببينه و ما از خجالت آب بشيم.
اين هم آمار خوشحال كننده در مورد دانشگاهمان...دمت گرم محسن عسكريان بابا تو چقد كار مي كني
رتبه بندي دانشگاههاي وابسته به وزارت علوم ،تحقيقات
وفناوری درسال 2003 - به ترتيب تعداد مقاله
تعداد مقاله نام دانشگاه
231 دانشگاه تهران
209 دانشگاه تربيت مدرس
184 دانشگاه صنعتی شريف
171 دانشگاه شيراز
122 دانشگاه صنعتی اميرکبير
103 دانشگاه صنعتی اصفهان
92 دانشگاه علم و صنعت ايران
85 دانشگاه تبريز
81 دانشگاه بو علی سينا همدان
72 دانشگاه شهيد بهشتی
54 مرکزتحصيلات تکميلی زنجان
54 دانشگاه گيلان
52 دانشگاه فردوسي مشهد
38 دانشگاه صنعتی خواجه نصيرالدين طوسی
37 دانشگاه شهيد چمران اهواز
36 دانشگاه شهيد باهنرکرمان
36 دانشگاه تربيت معلم تهران
36 دانشگاه اصفهان
34 دانشگاه زنجان
34 دانشگاه الزهراء
33 دانشگاه اروميه
32 دانشگاه سيستان و بلوچستان
31 دانشگاه مازندران
30 دانشگاه اراک
17 دانشگاه كاشان
15 دانشگاه رازی کرمانشاه
14 دانشگاه بيرجند
12 دانشگاه کردستان
11 دانشگاه يزد
10 دانشگاه صنعتي سهند تبريز
9 دانشگاه محقق اردبيلی
9 دانشگاه علوم پايه دامغان
9 دانشگاه تربيت معلم آذربايجان
7 دانشگاه شهرکرد
7 دانشگاه شاهد
7 دانشگاه تفرش(مجتمع آموزشي و پژوهشي تفرش)
7 دانشگاه پيام نور
7 دانشگاه بين المللی امام خمينی (ره)
7 دانشگاه امام حسين
6 دانشگاه ايلام
5 دانشگاه تربيت معلم سبزوار
4 دانشگاه ياسوج
4 دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبيعی گرگان
4 دانشگاه سمنان
4 دانشگاه هرمزگان
4 دانشگاه لرستان
2 دانشگاه ولي عصر (ع) رفسنجان
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1384ساعت 6:41  توسط دانشگاه ياسوج
|
اينجا دانشگاه ياسوج است...
اينجا دانشكده كشاورزي است،اينجا كلاس اكولوژي است،اينجا يك درس سه واحدي تدريس مي شود،اينجا از اين سه واحد يك واحدش عملي است،اينجا تا امروز چهارشنبه واحد عملي برگزار نشد،اينجا دانشگاه ميگويد سرويس ندارد كه به اين واحد عملي بدهد...
اينجا دانشگاه ياسوج است...
استاد به دانشجو دستور مي دهد:بايد يك اردوي يك روزه علمي را هماهنگ كني،كاري از دست دانشجو برنمي آيد،استاد مي رود التماس مي كند،كاري از دست استاد برنمي آيد،مدير گروه مي رود التماس مي كند ،كاري از دست مدير گروه برنمي آيد،رئيس دانشكده مي رود التماس مي كند كاري از دست رئيس دانشكده بر نمي آيد...
اينجا دانشگاه ياسوج است...
كسي كه بايد اين التماسها را قبول كند مدير دانشجويي است.مدير دانشجويي ليسانس كشاورزي دارد ،مدير دانشجويي ليسانس كشاورزي از دانشگاه آزاد دارد.مدير دانشجويي التماس قبول نمي كند،مدير دانشجويي مي گويد سرويس نمي دهم،مدير دانشجويي مي گويد اگر دوست داريد پول جمع كنيد خودتان برويد من مخالفت نمي كنم...
اينجا دانشگاه ياسوج است...
اينجا شصت دانشجوي شبانه كه درس اكولوژي دارند بيش از 800000تومان پول بابت يك واحد عملي دادند،مدير دانشجويي نمي داند،اينجا دانشگاه موظف است سرفصل اين واحد عملي را اجرايي كند،مدير دانشجويي نمي داند،اينجا...مدير دانشجويي نمي داند.يكي به داد ما برسد.
اينجا دانشگاه ياسوج است...
اينجا دانشكده كشاورزي است،اينجا طبقه دو،اينجا سالن كنفرانس،اينجا بهمئي است،اينجا روح الله شجاعي كنفرانس سيب زميني مي دهد و ليسانس مي گيرد،اينجا اولين نفر از ايل بهمئي موفق مي شود ليسانس بگيرد!!!،اينجا روح الله مهندس مي شود و از در سالن بيرون مي رود،اينجا مهندس بيرون مي رود تا با اولين ماشين به ماهشهر برود ،ومهندس كار پيدا كرد،ومهندس نگهبان كارخانه ي پتروشيمي شد...مهندس موفق باشي...
اينجا دانشگاه ياسوج است...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1384ساعت 12:59  توسط دانشگاه ياسوج
|
اينجا دانشگاه ياسوج است
امروز سه شنبه .امروز قرار بود فيلم خوابگاه دختران پخش شود.امروز قرار بود اين فيلم توسط كانون فرهنگي پخش شود.امروز0 20 نفر جلوي سالن امام علي بودند.امروز اين 200نفر مي خواستند فيلم ببينند.امروز ساعت دوازده و پنج دقيقه كه پنج دقيقه قبلش قرار بود فيلم شروع شود خبر دادند كه آقاي معاون دستور فرمودند كه فيلم خلاف شئونات اسلامي است پخش نشود.بيچاره معاون فكر كرده كه شايد تو اين فيلم نشان مي دهند كه دخترها تو خوابگاه چيكار مي كنند.و امروز دويست دانشجو بعد از اينكه گفتند آقاي معاون نمي خواهند شما فيلمي كه در حكومت جمهوري اسلامي مجوز گرفته است را نبايد ببينيد سرشان را انداختند پايين و رفتند.امروز دويست دانشجو نفهميدند به شعورشان توهين شده است .امروز شايد هم فهميدند كه به شعورشان توهين شده است ولي ناديده گرفتند چون توهين كوچكي بود در مقابل بقيه توهين ها.ديروز هم توهينهاي بزرگتري شده بود ولي
اينجا دانشگاه ياسوج است
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1384ساعت 19:47  توسط دانشگاه ياسوج
|